دو
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
خب دیروز عملکردم خیلی خوب نبود، ترکیبی از نداشتن برنامهی مشخص و اینکه یادم رفت بازهای که هر کدوم از کارام طول میکشه رو بزنم توش. همین ثبت کردنه خودش باعث میشه دلت نخواد واسه هر کار چرتی بنویسه و کلن
سقوط
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
چندروز اول خیلی خوب بود. ولی خب تلاش کردن برای ندیدن یه آدم و کلن ایگنور کردنش مشخصن راه به درد بخوری در طولانی مدت نیست. احساس میکنم گم شدم. هیچی نمیدونم. یه ذره معلقم و فقط دارم کارای فاکینگ معماری رو میکنم :| اونم یحتمل چون تیمیه! خیلی نمیدونم، کاش بدونم! :(
درگذشت
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
عموی پدربزرگم فوت کرد :( شاید خیلی دور به نظر برسه، ولی خب از پدربزرگ پدریم و کلن خانوادهی پدریم بیشتر میدیدیمشون. عید به عید ذوق داشتم که بریم خونشون. پیرمرد مهربون با چشمهایی که برق میزد. توی را
عجیب
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
هی میبینمش و هی لبخند میزنه و ته چشماش مهربونه و برق میزنه! توجهم رو جلب کرده و دارم زیاد از حد (به نسبت گذشته) میبینمش و باهاش چشم تو چشم میشم. دارم نمیفهمم این همون فاز قدیمیشه، یا حداقل آثار
سوگند
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
دیروز خیلی حالم خوب نیود، ترکیبی از کمالگرایی که بهش ترس از حراست دانشگاه هم اضافه شده بود! این هفته از چهار روز، دو روزشو نرفتم. داشتم به این فکر میکردم که واقعن از سر و کله زدن با این همه مشکلات
تیای
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
کارام مونده، عین همیشه!:))ولی تا حدی خوشحالم. تیای یکی از استادا شدم و خب تنها تیایم. استاد هم تا همین چند روز پیش استرالیا بوده و در نتیجه قراره به صورت فشرده در جلسات ۲ ساعته به جای ۹۰ دقیقهای
hacktoberfest
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
خیلی رندوم فهمیدم که یه مسابقهی hacktoberfest هست که اگه تو october حداقل ۵تا pull-request داشته باشی توی github، بهت تیشرت میدن! githubام شلوغ و بهم ریختست ولی اینجانب تنگ کرده و تصمیم گرفت که سعی
صبح زیبا
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
کلهی صبح پاشدم و دیدم که سوگند موهاشو ماشین کرده و خب عین چی میاد بهش! 3> در ادامه ساسان هم یه میل زده بهم که شروعش این بود : """سلام شیوا گفتم این ایمیله رو خیلی دوست داری در ادامه همین ترد ب
hacktoberfest 2
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 19:56
آقا تیشرت بردم گویا! میلش رو دیدم و کلی ذوق کردم و انگیزه گرفتم. دیروز یه ذره گم بودم و حالم خوب نبود و پنیک کردم و گریه و ... هی خوابیدم و بهتر نشد. ولی الان خیلی بهتره حالم. برای سال دیگهی hacktoberfest دلم میخواد که githubام رو مرتب کرده باشم و شاید حتی ملت به خودمم pull-request دادن :دی امیدوارم...
بازگشت :)))
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تغییر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
حرف نزن
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تایپ کردن :|
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:26
شاید یه دلیلی که انقدر تایپ کردنم کنده و سریع نمیشه اینه که مداوم تایپ نمیکنم. کلا تایپ کردن سخت شده واسم و تصمیم گرفتم فعلن یک برههای از www.behnevis.com استفاده کنم که حداقل دستم تند بشه و تایپ انگلیسیم بهتر بشه و بعدن به فکر یاد گرفتن تایپِ سریعِ فارسی شم. اینجوری حداقل عادت روزانه تایپ کردن و نو...
شروع
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
دو : پس از چند روز
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
:|
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
شروع 2
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
نمیدونم ویرگول فارسی کجاست :| باید پیداش کنم فقط یه کلمه تو ذهنمه : عوضی و خب به درک قطعن درس عبرتی میشه واسم گسسته و دیف و ایپی و فیزیک و باید هندل کنم چه قدر غرغر کردم :| لتس دنت گیو عه فا*ک ! + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 22:11 توسط **** |
R U serious????
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
من هنوز زندم ولی به زودی میمیرم
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
شریف ! :|
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:23
ایآیقطعن یکی از بدترین ایونتایی بود که شرکت کردم اگه شریفی بودم قطعن خیلی احساس بدی میکردم ولی کارگاه هنری بهترین نبود ولی بهترین حسو داد بهم فک نمیکردم انقدر دوسش بدارم و پژواک پتانسیل اینو داره که مورد علاقه ترینم باشه ++ از بچههای دانشگاهمون راضی ترینم بهترینان کولترینان و قشنگترینان بشقا